|
اگر بپذیریم که واقعاً دجال انسانی یک
چشم و دارای ویژگی های بسیار عجیب است و خرش نیز خری استثنایی
است و از هر مویش نغمه ای بلند می شود، چگونه می
توان پذیرفت که عده ی زیادی به دورش جمع می شوند و از وی حمایت می
کنند؟ زیرا اگر انسانی با این ویژگی های عجیب و غریب همراه
با خری عجیب تر از خودش! ظاهر شود، انسان ها نسبت به او
مشکوک شده و او را به راحتی می شناسند. در این حالت، با توجه به عجیب و
غریب بودن این انسان (دجال)، مردم به راحتی وی را شناخته و دیگر از وی
فریب نمی خورند.
زیرا انسانی که یک چشم بوده و چشمش در وسط پیشانی او
است، به راحتی قابل شناسایی است. بنابراین دجال نمی تواند
واقعاً یک انسان باشد، بلکه احتمالاً نماد یک تفکر، گروه و یا جریان خاصی در
آخرالزمان است که خیلی فریبنده و بدون اینکه دیگران متوجه شوند، اعمال
شیطانی خود را انجام می دهد. از توصیفاتی که در احادیث و روایات در باب دجال وارد
شده است، می توان نتیجه گرفت که دجال یک شخص واحد نیست،
بلکه یک جریان و یک تفکر است.
بیشتر توصیف ها در مورد دجال به صورت نمادین است و ویژگی
هایی که برای دجال گفته شده است، عموماً مربوط به انسان نمی شود.
این در حالی است که در مورد سفیانی (
یکی دیگر از دشمنان امام زمان(عج) )، کاملاً ویژگیهای یک انسان
بیان شده است. به همین دلیل اکثر علما در مورد سفیانی اتفاق نظر دارند
که سفیانی احتمالاً یک انسان است. بسیاری از عالمان
بزرگ از جمله آیت الله مکارم شیرازی دجال را
نماد حرکات شیطانی « سردمداران ستمگر جهان مادی » می
دانند. همچنین مقام معظم رهبری نیز گرچه صریحاً از
دجال نام نبرده اند، اما بارها به خطر « نظام سلطه »
اشاره کرده اند. از سوی دیگر امام خمینی (ره) هم بارها
آمریکا را «شیطان بزرگ» نامیده اند. این نامگذاری ها
نشان می دهد که در ورای الفاظ ظاهری، باید به
لایه های پنهان معانی روایات نیز توجه کرد. ادامه مطلب |