| بر اساس روايات ابن حماد، مسيح پشت سر امام مهدي(ع) نماز ميگزارد و هر سال به حجّ خانة خدا مشرّف ميشود. مسلمانان به همراه او به نبرد با يهود، روم و دجّال ميپردازند. آن بزرگوار پس از چهل سال زندگي رحلت ميكند و مسلمانان پيكر او را به خاك ميسپارند.
فرود آمدن حضرت روحالله، عيسي مسيح(ع) از آسمان، در آخرالزّمان، مورد اتّفاق تمام مسلمانان است. بيشتر مفسّران اين آيه را كه ميفرمايد: «هيچ يك از اهل كتاب (تورات و انجيل) نيست مگر آنكه پيش از مرگ، به او (عيسي) ايمان آورد و او نيز روز قيامت بر آن گواه باشد»،1 به همين معنا تفسير كردهاند. مؤلّف كتاب «مجمع البيان» اين تفسير را از ابن عبّاس و ديگران نقل نموده، ميگويد: طبري نيز اين تفسير را پذيرفته است. علّامه مجلسي اين تفسير را از امام باقر(ع) روايت كرده است كه فرمود: «پيش از قيامت، (عيسي) به دنيا فرود آيد و هيچ يك از ملّتهاي يهود و مسيح نماند، مگر آنكه قبل از مرگ به او ايمان آورد و آن حضرت پشت سر مهدي(ع) نماز گزارد».2
روايات فرود آمدن مسيح در منابع شيعه و سنّي فراوان است؛ از جمله اين روايتِ مشهور از پيامبر(ص) كه فرمود: «چگونه خواهيد بود آنگاه كه عيسي بن مريم در ميان شما فرود آيد و پيشواي شما از خود شما باشد».3 اين روايت را جمعي از علماي اهل سنّت، از جمله بخاري و ديگران در باب «فرود آمدن عيسي» آوردهاند.4
ابن حماد حدود سي روايت را تحت عنوان «فرود عيسي بن مريم(ع) و روش او» و تحت عنوان «مدّت حيات مسيح بعد از فرود» آورده است؛ از جمله روايتي كه از پيامبر(ص) نقل شده است: «سوگند به آنكه جانم به دست اوست، به يقين عيسي بن مريم(ع) به عنوان داوري عادل و پيشواي دادگر در ميان شما فرود آيد. او صليب را بشكند، خوك را بكشد و ماليات را بردارد، اموال مردم به قدري زياد شود كه ديگر كسي مالي قبول نكند».5
و در همين مأخذ آمده است: «پيامبران به دلايلي با يكديگر برادرند. آيينشان يكي و مادرانشان مختلف است. نزديكترينشان به من عيسي بن مريم است، زيرا بين من و او پيامبري نيست. او در ميان شما فرود خواهد آمد پس او را بشناسيد، مردي چهارشانه و سرخ و سفيد گونه است، خوك را ميكشد، صليب را ميشكند، ماليات را برميدارد و به جز اسلام آييني را قبول نميكند. دعوت او فقط در راستاي پروردگار جهانيان است».
در شماري از روايتهاي ابن حماد به اماكن متعدّدي به عنوان محلّ فرود عيسي(ع) اشاره شده است، از جمله قدس شريف، پل سفيد بر دروازة دمشق، كنار منارهاي در محلّ دروازة شرقي دمشق و دروازة لدّ در فلسطين.
بر اساس اين روايات ابن حماد، مسيح پشت سر امام مهدي(ع) نماز ميگزارد و هر سال به حجّ خانة خدا مشرّف ميشود. مسلمانان به همراه او به نبرد با يهود، روم و دجّال ميپردازند. آن بزرگوار پس از چهل سال زندگي رحلت ميكند و مسلمانان پيكر او را به خاك ميسپارند.
در روايتي از اهل بيت(ع) آمده است كه امام زمان(ع) مراسم دفن او را به طور آشكار و در برابر ديدگان مردم برگزار ميكند تا ديگر مسيحيان حرفهاي گذشته را دربارة او بر زبان نياورند و پيكر او را با پارچهاي كه دستباف مادرش حضرت مريم(س) است كفن نموده، در قبر مريم در قدس به خاك ميسپارند.
با توجّه به آية قرآن كه: «هيچ كس نيست مگر اينكه به او ايمان آورد» ميتوان گفت همة ملل مسيحي و يهودي پس از نزول مسيح به او ايمان ميآورند. شايد فلسفة عروج او به آسمان و طولاني شدن عمرش براي ايفاي نقش بزرگي است كه در مرحلة حساس و تاريخي ظهور امام زمان(ع) بر عهده ميگيرد تا مسيحيان عالم كه احتمالاً بزرگترين قدرت جهاني و جدّيترين مانع برپايي حكومت و تمدّن الهي حضرت مهدي(ع) اند، از سر راه برداشته شوند.
از اين رو طبيعي است كه با ظهور مسيح، جهان مسيحيت خرسندي عميق خود را با برپايي تظاهرات گستردة مردمي ابراز نمايد و فرود عيسي(ع) را براي خود در برابر ظهور مهدي(ع) براي مسلمانان، موهبتي الهي پندارند و طبيعي است كه حضرت مسيح(ع) از كشورهاي مختلف آنان ديدار كند و خداوند نشانهها و معجزههايي را به دست او آشكار سازد و جهت هدايت تدريجي مسيحيان به اسلام در دراز مدّت اقدام نمايد. در نتيجه، نخستين نتايج سياسي فرود مسيح كاهش دشمني حكومتهاي غربي نسبت به اسلام و مسلمانان و به گفتة روايات، انعقاد پيمان صلح و آتشبس بين آنها و حضرت مهدي(ع) خواهد بود.
ممكن است نمازگزاردن مسيح، پشت سر امام مهدي(ع) پس از نقض قرارداد صلح توسط غربيها و اقدام آنان به جنگ با لشكري انبوه در منطقه باشد و در پي آن مسيح موضع صريح خود را در طرفداري از مسلمانان اعلام و پشت سر حضرت مهدي(ع) نماز گزارد.
امّا شكستن صليب و كشتن خوك، بعيد نيست كه پس از جنگ غربيها در منطقه و شكست آنها به دست مهدي(ع) باشد. اين نكته نيز قابل توجّه است كه امواج خروشان حمايتهاي مردمي از مسيح تأثير شگرفي بر حكومتهاي غرب، قبل از نبرد بزرگ آنها با حضرت مهدي(ع) خواهد داشت.
امّا ماجراي ظاهر شدن دجّال، با توجّه به روایات، به احتمال قوی مدّتی نه چندان کوتاه، پس از برپایی حکومت جهانی حضرت مهدی(ع) و رفاه عمومی ملّتهای جهان و پیشرفت حیرتانگیز علوم به وقوع خواهد پیوست.
خروج دجّال جنبشی براساس لاابالیگری و نشأت گرفته از توطئة یهود و همانند جریان «هیپیگری» غربی است که ناشی از عیش و نوش و خوشگذرانی است. البتّه جنبش دجّال یک چشم بسیار پیشرفته و دارای ابعاد عقیدتی و سیاسی گستردهای است که تمامی ابزارهای علمی روز را در تبلیغات و ترفندهایش به کار میگیرد و یهودیان که در پشت این حرکت قرار دارند، از او پیروی کرده، با فریب دختران و پسران جوان آنان را در راستای اهداف خود قرار میدهند و میتوان گفت که فتنه و آشوب دجّال بر مسلمانان فتنهای سخت و ناگوار خواهد بود.
دربارة روایاتی که میگویند: مسیح(ع) دجّال را میکشد، باید دقّت و بررسی به عمل آورد زیرا این عقیدة مسیحیان است که در «انجیل» آنان آمده، در حالی که فرمانروای حکومت جهانی، بنا بر نظر تمام مسلمانان، حضرت مهدی(ع) است و مسیح(ع) نقش یاور و پشتیبان او را بر عهده خواهد گرفت. در روایات اهل بیت(ع) آمده است که مسلمانان به رهبری حضرت مهدی(ع) دجّال را به هلاکت میرسانند.
- پیمان صلح بین امام(ع) و غربیها
از روایات فراوانی که مربوط به این پیمان است، میتوان پیبرد که محتوای اصلی پیمان، برقراری صلح، عدم تجاوز و همزیستی مسالمتآمیز است. به نظر میرسد هدف امام(ع)، ایجاد بستری مناسب برای فعّالیتهای خود و برنامههای حضرت مسیح(ع) است تا او بتواند به شکل طبیعی در هدایت ملل غربی گام بردارد، تحوّلی در عقاید و سیاستهای آنان به وجود آورد و انحرافات حکومتها و تمدّنهای غرب را برملا سازد. از روایات مربوط به این قرارداد میتوان فهمید، بین این صلح و صلح حدیبیّه که پیامبر گرامی(ص) با قریش منعقد کرد شباهت زیادی وجود دارد. در صلح حدیبیّه، متارکة جنگ به مدّت ده سال مورد توافق طرفین قرار گرفت و خداوند آن را فتح المبین نامید، امّا زمامداران ستمگر قریش این عهد و پیمان را یکجانبه شکستند و از نیّات خود پرده برداشتند و همین عمل آنها، انگیزة روی آوردن مردم به اسلام و مجوّزی برای سرکوبی مشرکان گردید. در این صلح نیز غربیها دست به پیمانشکنی میزنند و از خصلت طغیان و تجاوز خود پرده برمیدارند. به گفتة روایات، با یک میلیون سرباز، منطقه را به جنگ و آشوب کشانده، پیکار بزرگی به وجود میآورند که از نبرد آزادی قدس نیز بزرگتر خواهد بود. از پیامبر(ص) روایت شده که فرمود: «بین شما و روم چهار پیمانِ صلح برقرار گردد که چهارمین آنها به دست مردی از خاندان هرقل است و سالها (یا دو سال) به طول انجامد. مردی از قبیلة عبدالقیس به نام سؤدد بن غیلان پرسید: در آن روز پیشوای مردم چه کسی خواهد بود؟ فرمود: مهدی از فرزندانم».6
از حذیفـة بن یمان منقول است که گفت: «پیامبر خدا(ص) فرمود: بین شما و بنیاصفر (رومیها یا اروپاییها) صلحی برقرار شود ولی آنها در مدّت بارداری زن (یعنی 9 ماه) به شما خیانت کنند و با هشتاد لشکر از راه زمین و دریا حملهور شوند. هر لشکر شامل دوازده هزار سرباز است. آنها بین یافا و عکّا فرود آیند. فرمانروای آنها کشتیهایشان را به آتش کشد و به یاران خود گوید: از سرزمینتان دفاع کنید. آنگاه جنگ و کشتار از دو طرف آغاز شود. سپاهیان به کمک یکدیگر بشتابند. حتّی کسانی که در حضرموت یمن هستند به یاری شما آیند. در آن هنگام خداوند با نیزه، شمشیر و تیر خود، بر آنها هجوم آورد و به سبب آن بزرگترین کشتار در میانشان واقع گردد».7
معنای جمله: «خداوند با نیزه ... به آنها هجوم آورد» این است که خداوند مسلمانان را به کمک فرشتگان و امداد غیبی علیه دشمنان یاری فرماید.
در صفحة 142 کتاب ابن حماد آمده است: «رومیها بین صور تا عکا لنگر اندازند، آن هنگام است که فتنهها آغاز شود».
همچنین در صفحة 115 آن آمده است: «خداوند دو کشتار میان مسیحیان مقدّر نموده که یکی واقع شده و دیگری باقی مانده است».
و نیز آمده است: «آنگاه خداوند، باد و پرندگان را بر ما مسلّط کند. پرندگان بالهای خود را به صورت آنها بکوبند تا چشمانشان از حدقه درآید. زمین آنها را در خود فرو برد. پس از آن دچار صاعقه و زمینلرزه شده، زمین زیر پایشان گود شود. خداوند صبر کنندگان را یاری كند و آنان را پاداش نیک دهد، همچنانکه یاران محمد(ص) را پاداش نیک بخشید و دلها و سینههایشان را مالامال از شجاعت و جرئت گرداند».8
چنین به نظر میرسد که هدف غربیها از پیاده کردن نیرو بین یافا و عکّا یا بین صور و عکّا، چنانچه در این دو روایت آمد، بازگرداندن مجدّد فلسطین به یهودیان از یک سو و تعیین قدس به عنوان هدف نظامی جهت توجیه هجوم آنها از سوی دیگر است.
در روایت بعدی میخوانیم که آنان نیروهای خود را در طول سواحل از عریش در مصر تا انطاکیه در ترکیه پیاده میکنند. از حذیفـ↨ بن یمان نقل شده که گفت: «پیامبر خدا را پیروزی و فتحی نصیب شود که همانند آن از زمان بعثت وی رخ نداده است. عرض کردیم: ای رسول خدا این فتح و پیروزی بر شما مبارک باد، آیا جنگ پایان مییابد؟ فرمود: هرگز، هرگز، سوگند به کسی که جانم به دست اوست، ای حذیفه، پیش از آن، شش حادثه واقع شود ... حضرت آخرین آنها را فتنة روم یاد کرد که آنها به مسلمانان خیانت کرده و با هشتاد لشکر در فاصلة بین انطاکیه تا عریش فرود آیند».9
در روایات مربوط به فرود عیسی(ع) آمده است که جنگ در آن زمان پایان خواهد یافت و تأیید این مطلب، جنگهای امروز مسلمانان با رومیان (غربیها) است که پایان نیافته و نخواهد یافت تا حضرت از پس پردة غیبت خارج شده، مسیح(ع) از آسمان فرود آید و خداوند ما را بر آنها در مرحلة طغیان جهانیشان پیروز گرداند. در روایت آمده است که: «در فلسطین دو درگیری با رومیان اتّفاق افتد که یکی از آنها «گلچین» و دیگری «درو» نامیده شود».10 یعنی جنگ دوم، نابودکنندهتر از جنگ اوّل خواهد بود.
روایت بعدی به این معنا اشاره میکند که نبرد مهدی(ع) با غربیها جنگی نابرابر است و البتّه به ظاهر موازنة قدرت به نفع آنهاست. از این رو، برخی بُزدلان عرب به آنها میپیوندند و بقیه بیطرف میمانند. ابنحماد به نقل از صفوان در تفسیر این آیه که فرموده است: «شما به زودی به سوی قومی بسیار قدرتمند فراخوانده شوید» میگوید: منظور رومیاناند در روز نبرد بزرگ. سپس میافزاید: خداوند عربها را در آغاز اسلام به جنگ با کفّار دعوت نمود، آنها گفتند: «مال، زن و فرزندان، ما را سرگرم و مشغول داشته است» خداوند فرمود: «شما به زودی به سوی قومی بسیار نیرومند فراخوانده شوید»، آنها بار دیگر در جنگ با روم همان گویند که در آغاز اسلام گفتند آنها تهدید آخر آیه دربارة آنها تحقّق يابد که «خداوند شما را به عذابی دردناک کیفر دهد».11
صفوان میگوید: «استادان ما چنین نقل کردهاند که در آن روز گروهی از عربها از دین برگشته، مرتد شوند و برخی دیگر دچار تردید شده، از نصرت و یاری اسلام رویگردان شوند».
از دین برگشتگان آناناند که از رومیان حمایت میکنند و رویگردانانِ از یاری اسلام، همان افراد بیطرفاند و به دست حضرت بعد از پیروزی بر رومیان، به عذابی دردناک گرفتار شوند. روایتی از ابن حماد نقل شده که، اجر شهیدان این جنگ را معادل پاداش شهدای بدر در کنار پیامبر(ص) میداند: «پیامبر(ص) فرمود: برترین شهیدان در زیر آسمان از آغاز خلقت عبارتند از: هابیل که به دست قابیل ملعون، مظلومانه کشته شد، پس از او پیامبرانی که به دست امّتهای خود شهید شدند در حالی که برای هدایت آنها مبعوث شده بودند و سخنشان این بود که پروردگار ما خداست و مردم را به سوی او دعوت میکردند، سپس مؤمن آل فرعون و آنگاه صاحب یاسین و بعد حمزه پسر عبدالمطلب و بعد کشتگان جنگ بدر و بعد کشتگان جنگ احد، آنگاه کشتگان حدیبیّه و پس از آن کشتههای جنگ احزاب و سپس کشتگان حُنین و پس از آن کسانی که بعد از من به دست خوارج طغیانگر و نابکار کشته شوند، بعد از اینها مجاهدان راه خدا... تا آنکه کارزار بزرگ روم اتّفاق افتد که کشتگان آن همچون شهدای بدر خواهند بود».12
شاید عبارت کشتگان حدیبیّه که در روایت وارد شده اشتباه یا اضافه باشد، زیرا منابع تاریخی وقوع جنگ یا کشتهای را در حدیبیّه درج نکردهاند.
ولی در منابع شیعه به نقل از اهل بیت(ع) آمده است که برترین شهیدان در پیشگاه خدا، یاران سالار شهیدان، امام حسین(ع) و شهیدانی هستند که در رکاب امام مهدی(ع) به قتل میرسند.
دربارة زمان هجوم اروپاییان به سرزمینهای اسلامی، باید گفت که براساس روایات، مدّت پیمان صلحی که با غربیان منعقد میگردد هفت سال است امّا آنان بعد از گذشت دو سال و به نقل برخی روایات سه سال، خیانت نموده، پیمانشکنی میکنند، چنانکه در روایت ابن حماد به نقل از ارطات آمده است: «پس از کشته شدن سفیانی و به غنیمت درآمدن اموال قبیلة کلب، صلحی بین مهدی و فرمانروای طغیانگر روم برقرار شود؛ به گونهای که بازرگانان شما و آنها به کشورهای یکدیگر رفت و آمد کنند. آنها سه سال به ساختن کشتیهای خود پردازند (نیروی دریایی خود را مجهّز سازند) تا آنکه کشتیهای رومیان در سواحل صور تا عکّا لنگر اندازند و آنجا صحنة کارزار گردد».13
امّا در روایتی که قبلاً گذشت، خیانت و نقض پیمان آنها را پس از مدّت بارداری زن یعنی بعد از نُه ماه بازگو کرد. والله العالم.
شکست فاحش غربیها به دست حضرت مهدی(ع) در فلسطین و شام، تأثیر فراوانی بر ملل و آیندة آن خواهد گذاشت و بیتردید نفوذ کلام، در دنیای غرب، متعلّق به مسیح، مهدی(ع) و موج افکار مردم اروپا که پشتیبان آن دو بزرگوارند، خواهد بود. موجی که عهدهدار براندازی حکومتهای کفر پیشه و برپایی حکومتهایی است که با دولت حضرت مهدی(ع) رهسپار غرب میشود و به اتّفاق یارانش شهر بزرگ روم، یا شهرهای روم را فتح میکند. برخی از این روایات میگویند: او به همراه یارانش با گفتن تکبير آنها را فتح مینمایند. در روایتی چنین آمده است: «او قسطنطنیه، روم و سرزمین چین را میگشاید».14
همچنين آمده است: «او رهسپار سرزمین روم شود و به اتّفاق یارانش شهر بزرگ روم را آزاد کند»15 و اينكه: «شهری که مهدی(ع) در روم فتح میکند، مركز و کانون سرزمین روم است».16
از امام صادق(ع) نقل شده که فرمود: «آنگاه رومیان به دست حضرت اسلام آورند و امام(ع) برای آنان مسجدی بنا کند و مردی از یارانش را جانشین و نمایندة خود قرار دهد و بازگردد».17
از عکرمه و سعید بن جبیر در تفسیر این گفتة خداوند که «لهم فی الدّنیا خزیٌ» (یعنی: برای آنان در دنیا خفّت و خواری است) نقل شده که گفت: «مراد شهری در روم است که آزاد گردد».18
و در روایتی دیگر آمده است: «شهر رومی را با تکبیر هفتاد هزار تن از مسلمانان آزاد سازد»19
علي كوراني ماهنامه موعود شماره 101
پینوشتها: ٭ برگرفته: عصر ظهور، صص 317 ـ 326. 1. سورة نساء (4)، آیة 159 2. بحارالانوار، ج 14، ص 530. 3. همان، ج 52، ص 283. 4. صحیح بخاری، ج 2، ص 256. 5. نسخة خطی ابن حماد، صص 159ـ162، به نقل از صحاح اهل سنّت. همین روایت در کتاب بحارالانوار نیز آمده است. 6. بحارالانوار، ج 5، ص 80. 7. نسخة خطی ابن حماد، ص 141. 8. همان، ص 124. 9. همان، ص 118. 10. همان، ص 136. 11. همان، ص 12. 12. همان، ص 131. 13. همان، ص 142. 14. بشار↕ الاسلام، ص 258، به نقل از غیبت طوسی. 15. الزام الناصب، ج 2، ص 225. 16. ملاحم و فتن، ص 64. 17. بشار↕ الاسلام، ص 251، به نقل از بحارالانوار. 18. نسخة خطی ابن حماد، ص 136. 19. بشار↕ الاسلام، ص 297، به نقل از فتوحات مکیه ابن عربی. |